سفارش تبلیغ
صبا
حجر بن عَدِی ( بیانگر خوارج زمان ما)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

می گویند نبش قبر کردیم با هدف الهی چون محل اجتماع مشرکان بود.

آخه من نمیدونم شما جاهلان کی می خواهید معنای شرک رو بفهمید البته با یه کم فکر آدم میفهمه که تقصیر شما ها هم نیست بلکه تقصیر اون بالا دستی هاست همونهایی که این فرقه رو برای همین اهداف به وجود آوردند اصلا اگر شماها این کارها رو نکنید که اهداف استکبار محقق نمیشه.

به قول آیت الله علم الهدی( امام جمعه محترم مشهد مقدس) امروز با این کارتان راه ایدئولوژی و گسترش فکری خودتون رو بستید و ما اگر دیروز نمی توانستیم استکبار بودن و زیر دستِ مزدورانِ استکبار بودنتان را ثابت کنیم ، ولی امروز به راحتی می توانیم مزدور و استکبار بودنتان را به کل عالم از جمله برادران اهل سنتمان( که ما حساب برادران اهل سنتمان را از شما وهابیون جدا می دانیم کما اینکه آنها هم خودشان را از شما جدا می دانند) اثبات کنیم.

وقتی حرف از تخریب را شنیدم دلم به حال زمانه ای که در آن هستم سوخت و یاد فرموده علی علیه السلام افتادم که در مورد خوارج بود ایشان می فرمایند : من چشم این فتنه را در آوردم و غیر از من کسی جرأت این کار را نداشت(نهج البلاغه خطبه 93 )

یکی از ویژگی های خوارج تند رو بودن آنها بود.

داشتم کتاب جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام رو می خوندم ( نوشته شهید مطهری ) جمله قشنگی داشت؛ اینکه الان مذهبی به نام خوارج وجود ندارد ولی روحیه آنها هنوز در بعضی از افراد موجود است.

به نظرتون غیر از وهابیون الان چه کسانی روحیه خوارج رو دارن؟؟!!

من فقط یکی از حرف های حجر بن عدی رو نقل میکنم و بقیش رو اگه آدم زرنگی باشین می فهمین آنجایی که حضرت علی علیه السلام از او می پرسد چگونه خواهى بود هنگامى که تو را به تبرّى از من فرا خوانند و چه خواهى گفت در آن حال که از تو بخواهند پیوند دوستى‌ات را از من بگسلى؟» حجربن عدی پاسخ داد: به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره کنند و اگر خرمنى از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را قبول مى کند ولى تبرى از تو را، نه! حضرت على(ع) شهادت حجر و یارانش را پیشگوئى کرد و فرمود: اهل کوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء کشته خواهند شد و وضع آنان مانند اصحاب اخدود خواهد بود.

در پایان به دو عاملی که باعث ترویج وهابیت اشاره می کنم ( به نقل از آیت الله علم الهدی )

1-    توهین به مقدسات اهل سنت

2-   پول و مزدور طلبی

ان شاء الله خدا همه مریضها از جمله وهابیت رو شفا بده ( آمیییییییین)

مرقد شریف حجر بن عدی بعد از تخریب

مرقد شریف حجر بن عدی قبل از تخریب


+ نوشته شـــده در یکشنبه 92 اردیبهشت 15ساعــت ساعت 11:30 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر
برچسب ها: حجر، حجر بن عدی، وهابیت، جنایت، جنایت وهابیون، علم الهدی
لعن کردن؟؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از موضوعاتی که شاید برای خیلی ها مبهم مونده بحث لعن افراد خاصی است که بالاخره چه بکنیم آیا لعن بکنیم یا نکنیم ؟؟ اصلا چرا باید لعن بکنیم ؟؟ هدف از لعن چیست ؟؟؟ آیا لعن کردن کار بدی نیست؟؟؟ و مهمتر از همه الان وظیفه ما چیست و چه باید بکنیم؟؟

جواب همه این سوالها با بیان چند نکته روشن می شود:

نکته اول :

 باید بحث لعن کمی تبیین شود چرا که گاها افراد فکر می کنند که در دین لعن نداریم و لذا افعال بعضی از شیعیان و حتی سنی ها را منکَر می شمارند و این کار را از شأن مسلمان به دور می دانند.

تعریف لعن : لعن کردن یعنی طلب دوری از رحمت خداوند برای فرد ملعون.

اگر کسی بگوید که چرا باید لعن بکنیم ؟؟؟ جوابمان این است که چون بعضی افراد را خداوند لعن کرده و بعضی را هم  پیامبر آنها را لعن کرده که در ادامه خواهم گفت. و همه مسلمانان می دانند که فعل معصوم حجت است و اگر پیامبر کاری را انجام می دهد یعنی می خواهد بفهماند که این کار از نظر شرع مقدس منعی ندارد. و اصلا اگر بنا بود لعن کار بد و زشتی باشد خداوند هیچ گاه در قرآن بعضی از افراد را لعن نمی کرد و اگر ما شیعیان بعضی از افراد را لعن می کنیم ملاک هایی را داریم که آنها را بیان خواهم کرد:

یکی از فروع دین مقدس اسلام بحث تولی و تبری است.

تبری یعنی بیزاری و دوری جستن و کناره گرفتن از دشمنان خداوند و تولی از نظر شیعیان یعنی قبول کردن سرپرستی ائمه و منحصرا در حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیست و در واقع یعنی محبتی که منجر به اطاعت می شود و لی از نظر اهل سنت یعنی دوست داشتن و اظهار محبت نسبت به دوستداران خداوند پس مسلمانی که تولی و تبری نداشته باشد ، مسلمان نیست و این دو، مثل دو بال مسلمان می مانند و قطعا کسی که نسبت به کسی اظهار محبت می کند قطعا از دشمنان او هم متنفر می شود و اهل سنت که ولایت را به معنی دوستی و محبت می دانند به طریق اولی باید بحث برائت را جدی تر بگیرند .

نکته دوم:

اما ملاک لعن در اسلام چیست و در واقع خداوند تبارک و تعالی چه کسانی را لعن کرده است ؟؟

1-   شیطان

سوره «ص» آیه 78  میفرماید : "انّ علیک لعنتی الی یوم الدین" *و تا روز قیامت لعنت من بر توست*

2-   کافران

سوره «احزاب»آیه 64 می فرماید : "ان الله لعن الکافرین و أعدّ لهم سعیراً" *خداى بزرگ کافران را لعنت نموده و براى آنان عذاب سختى را آماده نموده است*

سوره مائده آیه 78 میفرماید: "لعن الذین کفروا من بنى اسرائیل على لسان داود و عیسى بن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون " *کافران از بنى اسراییل با زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعن قرار گرفتند، و این نفرین به خاطر معصیت و تجاوزگرى آنان بود*

و دیگر آیات مثل : سوره بقره آیه 161 و 89 و سوره عنکبوت آیه 25 و سوره احزاب آیه 66 و 68 و ....

3-   اذیت کنندگان خدا و رسول

سوره احزاب آیه 57 می فرماید : "ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنیا و الآخره و اعدّ لهم عذاباً مهیناً" *همانا کسانى که خداوند و رسولش را اذیت مى کنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعنت مى فرستد ـ از رحمت خود دور ساخته ـ و براى آنها عذاب خوار کننده اى مهیا کرده است*

البته باید نکته دیگری را باید توجه کرد و آن این که در برخى روایات شیعه و اهل سنّت در خصوص مقام حضرت زهرا آمده است رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «فاطمه بضعه منى فمن أغضبها أغضبى» فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. (صحیح بخاری ج 5 ص 26)

و در جاى دیگر فرمود: «ان فاطمه منّى یؤذینى ما آذاها» فاطمه پاره تن من است هر چه او را آزار دهد مرا مى آزارد(صحیح مسلم، ج 4، ص 1903، باب فضائل فاطمه و تفسیر نمونه، سوره احزاب در ذیل همین آیه)

4- قتل مومن به طور عمد

سوره نساء آیه 93 می فرماید : "و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاءهُ جهنم خالدا... و غضب الله علیه و لعنه و اعدّ له عذاباً عظیماً" *هر کس به عمد مؤمنى را بکشد جزاى او جهنم است که جاودانه در آن خواهد ماند و خدا بر او خشم گیرد، او را لعنت کند و عذابى شدید براى او مهیا ساخته است*

5- ستمگران

سوره اعراف آیه 44 می فرماید: "انّ لعنه الله على الظالمین"  * لعنت خداوند بر ستمگران باد*

و همچنین در سوره هود آیه 18 و 59 و 60 و سوره غافر آیه 52 و...

6- فسادگران در زمین

در سوره رعد آیه 25 می فرماید : "و یفسدون فى الأرض اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار" *و فساد مى کنند در زمین، برایشان لعنت است و بد جایگاهى*

7-   دروغ گویان

سوره آل عمران آیه 61 می فرماید : "فنجعل لعنه الله على الکاذبین" * لعنت خداوند را بر کاذبین را خواستاریم *

و همچنین سوره نور آیه 7 می فرماید : "ان لعنه الله علیه ان کان من الکاذبین" * لعنت خدا بر او باد اگر از دروغ گویان باشد*

و همچنین افراد دیگری مانند : پنهان کننده حقائق و متمرد و لجوج و نسبت دادن فحشاء به کسی و .... که به خاطر طولانی نشدن مطلب از بیان آن صرف نظر کردم ولی شما با یک سرچ کوچک در موتورهای جستجوگر به راحتی می توانید همه ی آنها را ببینید.

پس دیدیم که لعن در قرآن بسیار آمده و جزء دین است و اگر شیعه بعضی از افراد خاص را لعن می کند به این دلیل است که میگوید ملاک لعن در او وجود دارد مثلا کافر بوده یا پیامبر را اذیت میکرده یا حضرت زهراء سلام الله علیها را اذیت می کرده و بقیه ملاکات.

نکته مهمتر این است که تبری در واقع یعنی زدودن زنگارهای دل برای اینکه ولایت در آن جای بگیرد چرا که ولایت به هر دو معنا (چه دوستی و چه سرپرستی) در ظرفی که زنگار دارد ، جای نمی گیرد.

پس باید مراقب بود که تبری از روی هوای نفس نباشد و مقدمه ای باشد برای ولایت.

نکته سوم:

حال که فهمیدیم لعن جزء دین است سوال دیگری مطرح است که: چگونه لعن بکنیم؟؟

باید در چگونگی لعن کردن دقت کرد چرا که دیده می شود بعضی از افراد در مجالس نه ربیع یا به اصطلاح عید الزهراء به مقدسات برادران اهل سنت توهین می کنند و آنها را سب و یا دشنام و یا فحش می دهند که در شأن کسی که پیامبر را ناظر بر اعمال خود میداند و همیشه خود را در محضر حضرت زهراء می داند بعید است که چنین الفاظ رکیکی را به زبان جاری کند و حساب اینها را باید از شیعه و عقائد شیعه جدا کنند چرا که به عقیده شیعه به فرموده قرآن در سوره انعام آیه 80 که فرمود :

·         " وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ " *و آنها را که کفار به جاى خدا مى‏خوانند (مانند بت‏ها و اجنّه) دشنام ندهید که آنها نیز از روى عداوت و نادانى به خدا دشنام دهند. این گونه ما براى هر گروهى کردارشان را آراستیم، سپس بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است، پس آنها را از آنچه (در دنیا) انجام مى‏داده‏اند آگاه خواهد نمود*

و حضرت علی علیه السلام در خطبه 197 نهج البلاغه می فرمایند : ( زمانی که در جنگ صفین افراد ایشان به معاویه و شامیان دشنام می دانند )" انی اکره لکم ان تکونوا سبابین " * من خوش ندارم که شما مردمانی دشنام گو باشید*

و در روایات ، بسیار از این کار( سب و دشنام و فحش) نهی شده است :

 " إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجـَنَّةَ عَلَی کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیٍّ قَلِیلِ الْحَیاءِ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَلَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْ کِشَیْطَان"

    *خـداوند بهشت را بر هر فحّاش بی آبرو و کم شرمی که باکی از آنچه گوید و آنچه به او گویند ندارد حرام کرده است ، زیرا اگر درباره او کنجکاوی و بازرسی کنی یا از زناست یا شیطان در نطفه او با پدرش شریک است* بحار الانوار ج60 ص207


" إِیَّاکُمْ وَالْفُحْشَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَا یُحِبُّ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ "

*   از فحش بر حذر باشید زیرا خدای تعالی ناسزا گوی بد دهن را دوست ندارد*

بحارالانوار ج76 ص110

 " وَ لَا تَتَکَلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَا یَلِیقُ بِنَا وَلَا بِشِیعَتِنَا وَإِنَّ الْفَاحِشَ لَا یَکُونُ صَدِیقاً "

*در کلامتان از فحش استفاده نکنید چرا که فحش و بدزبانی زیبنده ما خاندان و شیعیان ما نیست و انسان فحاش شایستگی و لیاقت دوستی را ندارد*

مستدرک الوسائل ج12 ص82

و بسیاری از این قبیل روایت ها که به شدت در مقابل سب و دشنام و فحش ایستاده و این کار را از مذهب تشیع و اسلام به دور می داند.

 


نکته چهارم :

در مورد بحث جنجالی لعن که می گویند با توجه به اینکه لعن امری است که موجب ولایت می شود ( چرا که لعن مصداق بارز تبری است) پس بالاخره کسی را که آن ملاک های لعن را دارد ، لعن بکنبم یا نکنیم؟؟؟

 الف: همیشه مقتضای زمان خیلی از احکام را تغییر می دهد مثلا در یک زمانی فردی که مستطیع شده ، حج رفتن برای او حرام می شود. یا قمه زدنی که مستحب بوده ، در یک زمانی حرام می شود. و بسیاری از همین قبیل که مواردش خیلی زیاد است و اگر بخواهیم زمان الان را نگاه کنیم کسی را با بصیرت تر از رهبرمان امام خامنه ای پیدا نمی کنیم در عین حال ایشان فرمودند لعنی که موجب تفرقه بین مسلمانان و موجب کشته شدن بعضی از شیعیان مظلوم می شود مشکل دارد.

در این زمان دشمن به دنبال تفرقه بین شیعه و سنی است و بعضی از افرادی که نسبت به مقام ولایت غافل هستند و خودشان را بچه شیعه تر از رهبر می دانند پشت سر هم می گویند که ما با سنی برادر نمی شویم در حالی که زیربنای تمام احکام و تشیع بحث ولایت است و به یقین این ولایت هم در راستای ولایت ائمه است چرا که خود آنها فرمودند که در زمانی که ما نیستیم « فارجعوا الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم» یعنی به عالم به زمان رجوع کنیم که حجت خداوند بر ما هستند . و در واقع کسی که ولایت ایشان ( امام خامنه ای ) را قبول نداشته باشد یعنی حرف خود ائمه را قبول ندارد.

 

ب: لعن کردنِ در دل را کسی منکر نشده و حتی وقتی مقام معظم رهبری نسبت به سب و لعن موضع گرفتند خیلی ها ندای اعتراضشان بلند شد که چرا  لعن نکنیم و این مخالف با تبری است که باید در کنار تولی باشد ولی غافل از اینکه معنای تبری یعنی : « کناره گرفتن » و اگر کمی در این مورد مطالعه داشته باشید می بینید که در آداب بسم الله گفتن و صلوات فرستادن امر به اظهار و آشکارا شده ایم و حتی می فرمایند که صلوات بلند موجب از بین رفتن نفاق می شود ؛ ولی در آداب اعوذ بالله گفتن و لعن ، امر به اخفاء شده ایم. (این مطلب را آقای مهدی طیب استاد دانشگاه تهران در کتاب ره توشه بیان فرموده اند) و همچنین «حجة الاسلام والمسلمین غفارفام» یکی از منبری های باسواد و ملا در مشهد مقدس می فرمودند که :

 نکته جالب که وجود دارد این است که در صلوات فرستادن ، امر به بلند صلوات فرستادن شده ایم  ولی در لعن یک روایت صحیح هم دال بر اینکه بلند لعن بگوییم ، نداریم(این مطلب را بنده خودم از زبان ایشان شنیده ام).

ج : نکته مهمتر اینکه کمی چشممان را باز کنیم و به دور و برمان هم نگاهکی بکنیم که دشمن مشغول کار است باید گوش جان به حرف امام راحلمان دهیم که فرمودند:

«ملاک کارتان دشمن باشد و ببینید کدام کارتان دشمن را شاد می کند و کدام کار آنها را خشمگین و ناراحت می کند»

و اگر کمی دقت کنیم می فهمیم که تمام تلاش دشمن برای تفرقه بین مسلمانان است علی الخصوص بین شیعه وسنی.

در ضمن نهایتا سنی می خواهد که شیعه نباشد ولی دشمن می خواهد که اسلام نباشد حالا به نظرتون کدومش بهتره با چه کسی باید متحد بود؟؟ با دشمن که می خواهد اصل اسلام را از بین ببرد یا با سنی؟؟

د : ما با برادران عزیز اهل سنت بیشتر از اینکه اختلاف داشته باشیم اشتراک داریم و اختلافاتمان کمتر از اشتراکات است و بقاء جامعه اسلامی منوط به وحدت شیعه و اهل سنت است .

پس کسی که بین شیعه و سنی تفرقه می اندازد به هر دلیلی از سه وجه خارج نیست:

1-   جاهل است

2-   با دشمن هم دست است

3-   در جهل مرکب است و درمانش این است که توجهش را نسبت به مقام ولایت بیشتر کند.

و در پایان نظر بنده به عنوان یک طلبه نسبت به کسانی که سب می کنند و هنوز هم اهتمام به لعن عمومی که موجب تفرقه می شود دارند این است که :

برادری که می فرمایید که ما با سنی برادر نمی شویم و بی خیال سیلی زهرا نمی شویم و از این حرف ها که بیانگر محبت زیاد شما به خاندان اهل بیت است و به خاطر این محبت باید روزی هزار مرتبه خدا را شکر کنید ولی باید از یک نکته غافل نباشید و آن این است که :

شیعه ترین افراد در طول تاریخ کسانی بودند مثل جناب ابوذر و سلمان و بعضی دیگر که در زمان خود حضرت علی علیه السلام بوده اند و محبتشان به خاندان اهل بیت بیشتر از من و شما بوده که سلمان به درجه " منا اهل البیت " رسیده است ولی این افراد در آن زمان به خاطر این جریانی که شما بی خیالش نمی شوید سکوت کردند چرا که تبعیت از امام را واجب تر از هر کاری می دانستند و چون حضرت علی علیه السلام ( به خاطر باقی ماندن اسلام ) امر به سکوت کرده بودند ، این افراد هم ساکت بودند و فقط در دل از آنها بیزار بودند و تنفر داشتند ، اگر دقت کنید امروز هم نائب آن حضرت می فرمایند که سکوت کنید تا تفرقه ای بین شما نیفتد و لعن عمومی را تعطیل کنید و دلیلشون هم اینه که اصل اسلام باقی بماند چرا که دشمن در حال کار برای از بین بردن اسلام و ریشه کن کردن آن است ( با نگاهی مختصر به دور و برمان این را می توان به خوبی درک کرد ) و برای این که اصل اسلام باقی بماند نیازی ضروری است به وحدت بین مسلمانان از جمله شیعه و سنی ، دقیقا مانند عصر امام علی علیه السلام فقط تنها فرقش این است که الان خود حضرت نیستند و نائب آن حضرت ( مام خامنه ای ) دارند امر به سکوت و وحدت می کنند. (مّا الحَوادِثُ الواقِعَةْ فَارْجَعُوا اِلی رَواةِ حَدیثُنا فَانّهُمْ حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجّةُ الله عَلَیهِم...» «در رخدادهایی که اتفاق می‌افتد به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هست». ( جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، مرکز نشر اسراء، 1381، ص 141.)

برادران عزیز کوفیان یک بار به نائب امامشان اعتماد نکردند و او را تنها گذاشتند( به هر دلیلی) تا آخر جزء بی وفایان شمرده شدند و ما که شعار می دهیم ما اهل کوفه نیستیم پس بیایید وحدت را حفظ کنیم و از لعن عمومی پرهیز کنیم و بتوانیم سلمان و ابوذر زمانمان باشیم یا حداقل به آنها نزدیک باشیم  به امید روزی که خود امام زمان ( عجل الله تعالی فی فرجه الشریف)  تشریف فرما شوند و همه مسلمانان را از این ناگواریها وگرفتاریها نجات دهند.

 

* ما مسلمانان به خاطر سرکوب کردن همه دشمنان اسلام در میان خودمان وحدت را حفظ می کنیم تا دشمن بداند مسلمان یعنی چه؟؟؟؟*


 


+ نوشته شـــده در جمعه 91 اسفند 4ساعــت ساعت 9:57 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
برچسب ها: لعن، خلفاء، وحدت اسلامی، نظر رهبری در مورد لعن، صحابه، چرا لعن؟، فلسفه لعن کردن
دعوای اخیر سران

 

جانم فدای سید علی

 

 

دعــوای کودکانه و زشـــت شما خطاســت

نفـــس شما به حضـرت ابلیس مبتلاســـت

وقتی که خــصم منتظـــر یک بهانه است

آیــــا جــــدال در ایــــن روزها رواســـــــــت؟

این رهـــبر عزیز دلش خـــون شد از شمــا

حـتما دوباره گفــت که عمـار من کجاست!

امــواج فـتـنـه می رسد از هــر طــرف ولـی

کـشتی نوح را چه غــم از ورطه بلاســــت؟

ایـن انقـلـاب کـشتی اولــاد احـمد اســــت

این پور حیدر است که بر عرشه ناخداست

 

جانم فدای سید علی

 

مقام معظم رهبری :

" اینکه رئیس یک قوه با دلیل اثبات نشده دو قوه دیگر را متهم کند کاری خلاف شرع و خلاف قانون است"

این است فصل الخطاب

 

در جاده انقلاب نوشته است:

جاده لغزنده است ، دشمنان مشغول کارند ، با احتیاط برانید ، با دنده لج حرکت نکنید ، سبقت ممنوع ، دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به امام است ، حد اکثر سرعت بیشتر از سرعت ولایت فقیه نباشد و اگر پشتیبان ولایت نیستید لااقل کمربند دشمن را نبندید ، ضمنا با وضو وارد شوید چرا که این جاده مطهر به خون شهداست.

 


+ نوشته شـــده در یکشنبه 91 بهمن 29ساعــت ساعت 10:0 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
مأموریت

 

از مأموریت که برگشت خیلی خوشحال بود.

ازش پرسید :

فرمانده !! راستی گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

ابلیس جواب داد :

امام اینها که بیاید روزگارمان سیاه است

دوباره از او پرسید چه ربطی به گمراه کردن اینها دارد؟؟

در جواب گفت :اینها که گناه میکنند امامشان دیرتر می آید!!

 

 

برای سلامتی حضرت عشق ، و منجی تمام دردها و تعجیل در فرج ایشان صلوات 

توطئه ابلیس


+ نوشته شـــده در دوشنبه 91 دی 18ساعــت ساعت 4:37 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
عکس جهان در قرآن

 

هر فردی مرگ را خواهد چشید و ما شما را براى امتحان دچار خیر و شر مى کنیم و شما به سوى ما بازگشت خواهید کرد.

خودت را در این عکس پیدا کن...
چه کرده ایم!!!!؟

تمام دنیا در یک تصویر

...................................................
((کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ))
«هر فردی مرگ را خواهد چشیدو ما شما را براى امتحان دچار خیر و شر مى کنیم و شما به سوى ما بازگشت خواهید کرد».
سوره انبیا آیه 35

 

 


+ نوشته شـــده در دوشنبه 91 آذر 27ساعــت ساعت 9:17 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید
قضاوت زن در اسلام

سوال؟:چرا در اسلام به زنان اجازه قضاوت داده نشده؟

متن پاسخ:
مشهور فقها یکى از شرایط قضاوت را «مرد بودن» مى دانند.

علتى که براى این امر ذکر مى کنند،عاطفى و احساساتى بودن زن است که ممکن است در قضاوت او تاثیر بگذارد و مستند نظر آن ها روایتى است که در آن آمده : «... بر زن واجب نیست متولى قضاوت شود.»(1)
مطلب مهم راجع به قضاوت زن که نباید مورد غفلت قرار گیرد، این است که در حدیث مزبور تکلیف شاق و صعب قضاء، از زن برداشته شده نه آن که او را از حق قضاء محروم نموده باشد.

گروهى از فقهاى بزرگ شیعه مانند:قاضى ابن البراج , محقق (ره ) صاحب شرایع الاسلام , علامه (ره ) در قواعدالاحکام و عده اى از بزرگان متأخر مانند:صاحب جواهر و شیخ انصارى و آقا ضیاء عراقى و بسیارى دیگر از فقها ذکورت را براى قضا شرط دانسته اند.(2)

اما برخى دیگر از فقهاى شیعه،مانند شیخ مفید(ره ) در کتاب مقنعه؛عقل ، کمال ،علم به کتاب الهى و سنت معصومان را برای قضاوت شرط دانسته و نظیر شیخ طوسى (ره ) در کتاب <نهایه > و مفید در <مقنعه > نامى از اشتراط مرد بودن یا امتناع زن بودن نبرده اند .برخى دیگر از فقها نیز مانند ابن ادریس و ابن سعید بر این نظریه هستند.(3)
توضیح : این گونه مسئولیت‏ها به جز مشقت و زحمت، فایده دیگرى ندارد،اگر کسى این‏ها را به خاطر دنیا و مقام و پول بخواهد، ضد ارزش است، و اگر براى خدا بخواهد، خداوند ثواب این گونه کارها را به زنانى که به وظائف خود عمل می‏کنند،مى‏دهد.

شبیه این مطلب در تاریخ اسلام هست که زنان مدینه یک نماینده نزد پیامبر فرستادند که مردان به جبهه مى‏روند و آن همه مقام‏هاى معنوى کسب مى‏کنند و یا به شهادت که فوز عظیم است مى‏رسند، اما زن‏ها به این گونه ثواب‏ها نمى‏رسند. حضرت رسول(ص) فرمود: «جهاد المرئة حسن التّبعل؛ جهاد زن این است که خوب شوهردارى کند». اگر زنى به عشق معنویت و کمالات غصه مى‏خورد که چرا این مقامات مخصوص مردان است و به ما زنان نمى‏دهند؟ جوابش این است که اگر زنان اخلاق داشته باشند و به وظائف خود خوب عمل کنند، همان ثواب و کمالات را دارند.
اسلام که این گونه مسئولیت‏ها را به مردها داده، از آن رو است که این‏ها وظائف سنگین اجتماعى است و زنان از عهده آن‏ها به طور کامل برنمى آیند یا به خاطرآن است که زن‏ها کم‏تر در جامعه حضور پیدا کنند و یا این است که مردان از روحیه بالاتری برخوردارند و عملا زنان توانائی این کار مشکل را ندارند.
پاورقی:

1)- وسائل الشیعه , کتاب القضاء, باب 2 از ابواب صفات القاضى , ح 1
2)- جوادى آملى، عبداللّه , زن در آینهء جلال و جمال , ص 348 و 349
3) همان , ص 348


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90 آبان 23ساعــت ساعت 10:18 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید
احکام الفاظ رکیک

شوخی با کلمات رکیک

سؤال : آیا نام بردن اعضای تناسلی و مانند آن اگر به عنوان شوخی باشد جایز است ؟

آیت الله بهجت : ناپسند است و اگر موجب ریبه باشد اجتناب لازم است .

آیت الله صافی گلپایگانی : مذموم و رکیک است .

آیت الله سید محمد شاهرودی : اگر اهانت باشد جایز نیست و احوط ترک است .

آیت الله مکارم شیرازی : لازم است حتّی الامکان عفّت کلام رعایت گردد[1].

کلمات رکیک در زناشویی

سؤال : حکم استعمال اسامی اعضای تناسلی بین زن و شوهر در روابط زناشویی و یا در حالت عادی چگونه است ؟

آیت الله بهجت : حرام نیست .

آیت الله صافی گلپایگانی : مذموم و رکیک است .

آیت الله سید محمد شاهرودی : جایز است .

آیت الله مکارم شیرازی : زن و شوهر به هر شکلی که مایل باشند می توانند از یکدیگر لذّت ببرند ولی شایسته است از کارهایی که با کرامت انسانی سازگار نیست بپرهیزند[2].

سؤال : نام‌بردن الفاظ زشت و رکیک مانند اعضاء تناسلی انسان چه‌حکمی دارد؟

جواب از آیت الله سیستانی : جایز نیست مگر با همسر.

مسأله : آیت الله سیستانی : فحش حرام است و مراد از فحش هر کلامی است که تصریح به آن زشت و قبیح شمرده می‌شود یا نسبت هر فردی یا نسبت به غیر زوجه ، نوع اول آن مطلقاً حرام است و نوع دوم آن نسبت به همسر جایز است و نسبت به غیر همسر جایز نیست.

آیات عظام خویی ، تبریزی : فحش حرام است و از این قبیل است هر کلامی که تصریح به آن زشت و قبیح شمرده می‌شود اگر در سخن گفتن با مردم غیر از همسر باشد و نسبت به همسر اشکال ندارد.

آیت الله وحید خراسانی : فحش حرام است و از این قبیل است هر کلامی است که تصریح به آن زشت و قبیح شمرده می‌شود اگر در سخن گفتن با مردم غیر از همسر باشد و نسبت به همسر در صورتی که قبح و زشتیش به خاطر حیاء در تصریح به آن کلام است اشکال ندارد[3].

کلمات رکیک علیه دشمنان اهل بیت علیهم السلام

سؤال : آیا می‌توان در مجالسی‌که به جهت لعن و سبّ دشمنان اهل بیت علیهم‌السلام برپا می‌گردد از کلمات رکیک و احیاناً نام بردن اعضای‌تناسلی و . . . استفاده نمود ؟

آیت الله بهجت : مراعات تقیّه لازم است .

آیت الله صافی گلپایگانی : مذموم و رکیک است .

آیت الله سید محمد شاهرودی : احوط اجتناب است .

آیت الله مکارم شیرازی : لازم است از کارهایی که باعث تفرقه صفوف و ایجاد شکاف بین مسلمانان می شود خودداری شود و همه مسلمین در برابر دشمنان اسلام متّحد شوند و رعایت آداب عفت در هر حال لازم است[4].

سؤال : لعن خلیفه اوّل و ثانی و اعداء دین و اظهار عداوت و تبرّی از آنان با رعایت موارد تقیّه از فروع الدین است ( لعائن الله علیهم اجمعین ) حال آیا فحش دادن به آنان ، آن هم فحش های رکیک و زشت مثل فحش هایی که منسوب به

اعضاء بدن است ، فحش ناموس ، خواهر ومادر ... به آنان جایز است ؟

( البته در مکانی که محل تقیه نیست یا مثلاً انسان تنهاست )

مقام معظم رهبری : از کارهای اختلاف انگیز بپرهیزید و عفت کلام در‌ هر حال مطلوب است.

آیت الله فاضل لنکرانی : فحاشی ، جایز نیست .

آیت الله مکارم شیرازی : جایز نیست‌.

آیت الله بهجت : لعن کردن دشمنان اهل بیت مانعی ندارد ولی فحش دادن و حرف رکیک زدن کار متّقیان نیست.

آیت الله تبریزی : لعن مؤمن حرام است و اما فحش و گفتاری که ذکر آن قبیح است مطلقاً جایز نیست.

آیت الله صافی گلپایگانی : در کلّ امور و برنامه ها و تولّی و تبرّی باید از راهنمایی های خود اهل بیت علیهم السلام بهره و دستور گرفت ، این فحّاشی ها برای خود فحش دهنده وهن و سبک است ، علاوه بر اینکه لعن و نفرین ، طلب بعد و دوری اعداء دین علیهم لعائن الله از رحمت خداوند متعال است و این معنای مهمی است که در فحش نیست[5].



[1]    . استفتاء خصوصی کتبی از مراجع عظام تقلید

[2]    . استفتاء خصوصی کتبی از مراجع عظام تقلید

[3]   . منهاج الصالحین  آیت الله سیستانی ص16م34

     منهاج الصالحین آیت الله خویی ص9م31

     منهاج الصالحین آیت الله تبریزی ص13و14م31

     منهاج الصالحین آیت الله وحید خراسانی ص15م31

[4]    . استفتاء خصوصی کتبی از مراجع عظام تقلید

[5]   . استفتاء خصوصی کتبی از مراجع معظم تقلید


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90 آبان 23ساعــت ساعت 8:37 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر