سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
نظم امام خمینی رحمه الله علیه

بسم رب الشهدا و الصدیقین

نظم عجیب و دقیق در

سیره امام شهیدان رحمه الله امام خمینی

به طور قطع یکی از ارکان رشد و ارتقا در همه ابعاد زندگی،وقت شناسی، برنامه ریزی و ایجاد نظم و حساب در زندگی است، که در پرتو آن می توان اکثر استفاده را از وقت کرد، و زندگی را پرمحتوا و سازنده نمود، حضرت امام خمینی قدس سره در این راستا نیز گوی سبقت را از دیگران ربوده، و با نظم دقیق وبرنامه ریزی خاصی هرگز نگذاشتند که وقت عزیزش با بیهودگی وبطالت بگذرد.

در این راستا استادش عارف بزرگ مرحوم آیت الله شاه آبادی درباره نظم امام هنگام شرکت در جلسه درس فرمود: «روح الله واقعا روح الله است، نشد یکروز ببینم که ایشان بعداز بسم الله درس حاضر باشند، همیشه قبل از آن که بسم الله بگویم حاضر است.» نظم ایشان به قدری دقیق بود که بعضی ساعت خود را با حرکت او به سوی حرم، یا به سوی جلسه درس تنظیم می کردند، او برای کارهای روزانه شان جدولی داشتند که خودش تهیه کرده بود، در آن جدول، کارهای همه ساعات شبانه روز امام درج شده بود، لحظه لحظه ساعات زندگی شان حتی هنگام بیماری،حساب داشت، به گونه ای که وقت بیداریشان برای نماز شب، آن چنان برای او ملکه شده بود که سر ساعت بیدار می شدند.

یکی از نزدیکان می گوید: هنگامی که امام در روزهای آخر عمر دربیمارستان بستری بود یک بار نماز اول وقت ایشان به تاخیرافتاد، زیرا دکترها گفته بودند باید امام استراحت کند، من نگران حال امام بودم، از این رو فرا رسیدن اول وقت را به ایشان خبر ندادم، بعد که متوجه شد از من گلایه کرد و فرمود: «من از شما گله دارم، چرا شما اجازه می دهید برنامه های من به هم بخورد؟» یکی از شاگردان می گوید: امام در نجف اشرف در مسجد شیخ تدریس می کرد، یک روز بعضی ازشاگردان دیر آمدند، ایشان آن روز درس فقه را به درس اخلاق تبدیل کرد، در آن درس فرمود: «من این مطلب را از استادم مرحوم شاه آبادی (ره) نقل می کنم،و ایشان از پدر بزرگوارش که از شاگردان صاحب جواهر بودند نقل کرد که او می فرمود: مرحوم شیخ محمد حسن صاحب جواهر الکلام پسری داشت که از فضلای نامی حوزه بود، در حال حیات پدر از دنیا رفت،در روز تشییع با این که هاله ای از غم سراسر نجف را فرا گرفته بود، صاحب جواهر از فرصت کوتاه استفاده کرده، تا جمع شدن علماو طلاب حوزه و مردم، نصف صفحه از کتاب جواهر را نوشت، آن گاه امام به ما فرمود: «من که به شما نمی گویم درسم بیایید، حال که شما بنا دارید تا در درس شرکت کنید، لااقل به بنای خود عمل نمایید.»

کارگروه فرهنگ ایثار و شهادت

کارگروه فناوری و اطلاعات

آن گاه توصیه فرمود که حداکثر استفاده را از درس بنمایید. درپاریس گروهی از خبرگزاری های خارجی برای مصاحبه خدمت امام رسیدند، امام حاضر شد، آن ها به آماده سازی دستگاه های فیلم برداری پرداختند، امام از همین فرصت استفاده کرده و به قرائت قرآن پرداخت، و از وقت استفاده کرد .


+ نوشته شـــده در یکشنبه 90 آبان 29ساعــت ساعت 10:43 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر
پیام امام خمینی به بسیج.

پیام [به ملت ایران و بسیجیان سلحشور در هفته بسیج (نقش و منزلت بسیج)]

 

زمان: 2 آذر 1367/ 12 ربیع الثانى 1409

 

مکان: تهران، جماران‏

 

موضوع: نقش و منزلت بسیج‏

 

مناسبت: هفته بسیج‏

 

مخاطب: ملت ایران و بسیجیان سلحشور

 

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

 

تشکیل بسیج در نظام جمهورى اسلامى ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیه خداوند تعالى بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامى ایران ارزانى شد.

 

در حوادث گوناگون پس از پیروزى انقلاب خصوصاً جنگ، بودند نهادها و گروههاى فراوانى که با ایثار و خلوص و فداکارى و شهادت طلبى، کشور و انقلاب اسلامى را بیمه کردند. ولى حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملى از ایثار و خلوص و فداکارى و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسى سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود! بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمرى است که شکوفه‏هاى آن بوى بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق مى‏دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامى است که پیروانش بر گلدسته‏هاى رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‏اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامى است که تربیت‏یافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بى‏نشانى گرفته‏اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده‏اند.

 

من همواره به خلوص و صفاى بسیجیان غبطه مى‏خورم و از خدا مى‏خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجى‏ام. من مجدداً به همه ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض مى‏کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده‏اندیشى این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروى‏ از ما و اسلام عزیز دست برداشته‏اند؛ لحظه‏اى نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریکا و شوروى کینه و دشمنى با اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- موج مى‏زند. باید براى شکستن امواج طوفانها و فتنه‏ها و جلوگیرى از سیل آفتها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتى که در خط اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله- و مخالف با استکبار و پول‏پرستى و تحجرگرایى و مقدس‏نمایى است، باید همه افرادش بسیجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد.

 

خلاصه کلام، اگر بر کشورى نواى دلنشین تفکر بسیجى طنین‏انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الّا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.

 

بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکى از ضروریترین تشکلها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینى و دانشجویان دانشگاهها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجى‏ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقى و نه غربى» باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلى بیشتر به اتحاد و یگانگى احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادى امریکا و شوروى در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام مى‏پذیرد. مسائل اعتقادى بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمى است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوبهاى اصیل اسلام ناب محمدى را در اختیار تمامى اعضاى بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامى باشند و این شدنى است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامى نیست، باید هسته‏هاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.

 

شما در جنگ تحمیلى نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب مى‏توان اسلام را فاتح جهان نمود. شما باید بدانید که کارتان به پایان نرسیده است، انقلاب اسلامى در جهان نیازمند فداکاریهاى شماست و مسئولین تنها با پشتوانه شماست که مى‏توانند به تمامى تشنگان حقیقت و صداقت اثبات کنند که بدون امریکا و شوروى مى‏شود به زندگى‏ مسالمت‏آمیز توأم با صلح و آزادى رسید. حضور شما در صحنه‏ها موجب مى‏شود که ریشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد از بیخ و بن قطع گردد.

 

من دست یکایک شما پیشگامان رهایى را مى‏بوسم و مى‏دانم که اگر مسئولین نظام اسلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت. بار دیگر تأکید مى‏کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونى، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانى را به دنبال خواهد داشت. من از تمامى بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشکر مى‏کنم و از دعاى خیر براى این فرزندان باوفاى اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهداى عزیز و گمنام بسیج را به نعمت همجوارى اهل بیت- علیهم السلام- متنعم و جانبازان عزیز را شفا و اسرا و مفقودین عزیز را سالماً به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوکت این نهاد مقدس و مردمى که پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیة اللَّه الاعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- هستند بیفزاید. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.

 

 2/ 9/ 67

 

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

 

 

 


+ نوشته شـــده در یکشنبه 90 آبان 29ساعــت ساعت 10:25 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید
سیره عملی امام خمینی(رحمة الّله علیه)

سیره عملی امام خمینی(رحمة الّله علیه)

نظم

گردآوری:تحریریه معرفت مدیران

بخش چهارم

امام راحل (ره)به مصداق العلماء ورثة الانبیاء در اسوه بودن نیز از انبیاء ارث برده است.زمانی می‏توان آن حضرت را اسوه قرار داد که بر سیره نظری و عملی ایشان وقوف داشته و آنگاه تبعیت کرد.

برای رسیدن به این مقصود،خاطراتی از ایشان را به اختصار می‏آوریم تا تحلیل مختصری از رفتار آن حضرت را چراغ راه خود قرار دهیم.

آیت الله خامنه‏ای

ما جلسه‏ای که در خدمت ایشان داشتیم نشسته بودیم.بحث ما طول کشید.زیاد صحبت کردیم،وسط صحبت،امام یک وقت به‏ ساعت نگاه کردند و فرمودند:که ساعت قدم زدن دیر شد.رأس‏ ساعتی که پزشکان به ایشان می‏گفتند باید قدم بزنید،ایشان بلند می‏شدند و قدم می‏زدند.

حجة الاسلام و المسلمین ناصری

در نجف همه میدانستیم که امام نیم ساعت مانده به غروب،در پشت بام قدم می‏زنند.چون به کوچه نمی‏توانستند بروند،طبق‏ برنامه‏ای که داشتند،بالای پشت بام قدم می‏زدند.1

حجة الاسلام و المسلمین فردوسی پور

امام در نجف که بودند،روزی یک ساعت در سه نوبت قدم‏ می‏زدند که این برنامه در پاریس هم انجام می‏شد و پلیس‏ فرانسه که از محل اقامت امام مراقبت می‏کردند به ما پیغام دادند که به امام بگویید پشت شیشه اتاقشان ظاهر نشوند چون ما می‏ترسیم.2

حجة السلام و المسلمین نصر الّله شاه آبادی

یک بار مرحوم آقای اشراقی تعریف می‏کردند:«گفتیم آقا!پلیس‏ فرانسه ناراحت است.آنها این واهمه را دارند که مبادا در هنگام‏ قدم زدن نتوانند امنیت شما را تأمین کنند.

اما امام می‏فرمودند:

آنها به وظیفهء خود عمل کنند.من هم کار خودم را می‏کنم. بالاخره هم پلیس فرانسه مجبور شد که بر تعداد نگهبانها و مراقبان بیفزاید و امام هم دست از برنامهء روزانه قدم زدن خود برنداشتند و تا آخرین روز حیات خود نیز آن را ادامه دادند.

حال آنکه من،که پزشک مستقیما دستور داده بود که پیاده روی‏ داشته باشم،تنها برای مدتی این برنامه را رعایت کردم.اما امام به‏ محض اینکه تشخیص دادند که این برنامه،عمل مفیدی است،آن‏ را انجام دادند و پیگیری کردند.3

خانم ثقفی(همسر امام(ره)

امام در ساعت ده شب به بستر می‏روند و ساعت دو بامداد از خواب بر می‏خیزند و صبح،مدت بیست دقیقه ورزش(نرمش) می‏کنند.در بعداز ظهر،مدت یک ساعت پیاده روی می‏کنند و پس از شام نیز یک ساعت و نیم این کار را انجام می‏دهند.4

آیت الّله رضوانی

خصوصیت جالبی که امام داشتند این بود که هم مواضب جنبهء جسمی و هم جنبهء روحی خود بودند.در جنبهء جسمی خیلی‏ مواظب حفظ صحت و سلامتی خود بودند و آن فعالیتی را که‏ مناسب وضع مزلج و سن‏شان بود،مراعات می‏کردند.امام مقید بودند روزی یک ساعت دور حیاط منزل پیاده روی کنند.مرحوم‏ حاج آقا مصطفی میگفتند:«آقا در این 24 ساعتی که اکثر روز را در تک سلولی زندانی بودند،در همان دجا هم،آن یک ساعت قدم‏ زدن را ترک نکردند».5

حجة الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی

امام سه ساعت در شب و بعد از نماز صبح هم یک یا دو ساعت‏ و بعدازظهر هم حداکثر یک ساعت می‏خوابند.6

حجة السلام و المسلمین امام جماران

خواب امام در ساعت معینی شروع می‏شد.ایشان رأس ساعت دو نیمه شب جهت اقامه نماز شب،از خواب بر می‏خواستند.

در طول مدتی که امام در بیمارستان تحت مدغاوا و مراقبت درمانی‏ قرار داشتند و علی رغم اینکه پزشکان به منظور خواب رفتنشان به‏ ایشان دارو داده بودند،لیکن به همان شکل،رأس ساعت دو نیمه شب از خواب برخاسته و جویای وقت مربوط به اقامه‏ نماز شب می‏شدند و این نشانی از نظم و ترتیب و دقت عمل در برنامه‏ریزیهای زندگی ایشان بود.7


+ نوشته شـــده در یکشنبه 90 آبان 29ساعــت ساعت 10:12 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید
نامه شیعیان بحرین به مقام معظم رهبری: برایمان دعا کنید

نامه شیعیان بحرین به مقام معظم رهبری  :    برایمان دعا کنید

 

 بسم‌الله الرحمن الرّحیم


 محضر مبارک ولی امر   مسلمین جهان


حضرت آیت‌ الله العظمی سید علی خامنه ‌ای(مد ظلّه العالی )

سلام   علیکم

 با سلام و صلوات بر خاتم أنبیاء محمد مصطفی (ص) ،‌ او که پیامبر بود   و از ایشان رسالت بر دوش داشتن را آموختیم، بر علی (ع) که از ایشان عدالت وار بودن   را یاد گرفتیم، بر سیده دو عالم که در ایشان ولایتمداری را یافتیم، بر سبْطیْ شباب   اهل الجنّة که از ایشان صبر و فرهنگ سرخ شهادت را به ارث بردیم، ‌بر ائمّه‌ طاهرین  علیهم‌ السّلام که از ایشان جهاد در راه حقّ را آموختیم و بر تک سوار آخر الزّمان (عج) که از ایشان انتظار اصلاح را به تعلم نشستیم.


 سلام ما بر آن امامی که در عرصه‌ی تاریک تاخت و تاز طاغوتیان قیام نمود و درود فراوان بر حضرتعالی که پرچمدار فعلی انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان هستید.

 

ما گروهی از شیعیان بحرین هستیم که از حضرتعالی تقلید می کنیم و سیرت و سنت جنابعالی برای ما حجت است. واقعیت این است که اکنون از ظلم و ستم آل خلیفه نزد جنابعالی شکایت می کنیم. فشار بر ما سنگین شده به حدی که برادران و خواهران و عائله ما را در مقابل چشممان می کشند، فریادرسی کمک نمی کند ما را. اجتماع می کنیم برای رضای خدا و در راه عزت مسلمین و شیعیان اما کشته می شویم.


 از شما درخواست می کنیم برایمان نزد خدا دعا کنید زیرا اطمینان به استجابت آن داریم.

 و در ثانی کوچک تر از آنیم که درخواستی کنیم، مع ذلک رنج این آلام و مصیبت ها را که از طرف ما را احاطه کرده، جز با حضرتعالی با چه کسی در میان بگذاریم؟ هر طور که صلاح

می دانید ما مقلدان و فرزندان خود در بحرین را یاری دهید. سخنرانی عربی جنابعالی در خصوص انقلاب مصر، برادران مصری ما را منصور گردانید و موجب توفیق و نصرت آنان شد، ما نیز در رنج و عذابیم و جز مقاومت و آمادگی برای شهادت چیزی نداریم و خداوند متعال فتح و نصرت را مسئلت می کنیم.


 والنصر قادم إنشاءالله

جمعی از مقلدان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در بحرین

 

 


+ نوشته شـــده در یکشنبه 90 آبان 29ساعــت ساعت 9:32 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید
مجتهدی که دارای موت اختیاری بود

به نقل از مرکز خبر حوزه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقا تهرانی در دومین مراسم یادبود حضرت آیت الله بهجت که در مدرسه علمیه حقانی قم برگزار شد، با اشاره به جامع بودن دین مبین اسلام، اظهار داشت، اسلام مکتبی جامع است که باید همه ابعاد آن‌را در نظر گرفت و اگر تنها به یک بعد آن توجه شود و از دیگر ابعاد غفلت گردد، امری اشتباه است.

وی، عالم فقید  آیت الله بهجت را یکی از بهترین بندگان خداوند دانسته و افزود: شخصیت این عالم ربانی دارای ابعاد گوناگونی بود و عالمی وارسته‌ای بودند، بنده نیز در حال حاضر مشغول تهیه مطلبی هستیم که شخصیت این عالم فقید را از ابعاد مختلف بررسی نماییم.

این استاد حوزه در ادامه سخنان خود به دوران طلبگی و شاگردی‌ در محضر آیت الله بهجت اشاره کرد و با بیان خاطره‌ای از این عالم فقید، گفت‌: بنده شخصا از آیت الله مصباح‌یزدی شنیدم که ایشان از زبان آیت الله شیخ عباس قوچانی، وصی آیت الله قاضی می‌گفتند که آقای بهجت عالمی وارسته بودند و در سن جوانی که هنوز محاسن نداشتند به کمالات رسید و دارای موت اختیاری بودند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ضمن تاکید بر الگوگیری طلاب از بزرگان مخصوصا  آیت الله بهجت، ابراز داشت: ایشان دارای درجه والایی از کمال بودند و به راحتی می‌توانستند از برخی مسائل آگاه شوند.

حجت‌الاسلام والمسلمین آقا تهرانی با بیان این مطلب که من هرچه دارم از حضرت آیت‌الله بهجت است، ادامه داد: ایشان توصیه می‌کردند مبلغین در سفرهای تبلیغی همسران خود را همراه ببرند، من از آن زمان تاکنون به دستور معظم‌له در هر سفری که مقدور باشد، همسرم را نیز با خود می‌برم.
وی تصریح کرد: امروز طلاب باید وظیفه‌شناس باشند و وظایف خود را بدون افراط و تفریط انجام دهند؛ یعنی هم درس بخوانند و هم به خانواده خود توجه داشته باشند.

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 90 آبان 26ساعــت ساعت 10:2 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
خاطرات رهبر انقلاب
رهبر در لباس جندی< src="http://comments.persianblog.ir/cc.aspx?blogID=250799&rnd=38080.8006944444" type="text/java">

خاطراتی از مقام معظم رهبری

>>>>...............................................................................

27 ـ

یکی از دوستان می گفت  : یک روز که مقام معظم رهبری به کوه های اطراف تهران رفته بودند با دختر و پسری دانشجو، بر خورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند و تصور می کردند که آقا دستور دستگیری آنها را خواهد داد، ولی بر خلاف تصورآن دو، مقام معظم رهبری با آن ها احوال پرسی کردند و از شغل و فامیل بودن آن ها سؤال کردند، پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت که ما دوست هستیم،

 آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آن دو صحبت کردند و بعد هم فرمودند: بد نیست صیغه محرمیتی در میان شما بر قرار شود و شما با هم ازدواج کنید و به آن ها پیشنهاد دادند که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیایید، من آمادگی دارم که شخصأ عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر آقا رسیدند.

 آقا عقد آن ها را جاری کردند و با بر خورد کریمانه مقام عظیم الشأن ولایت، این دو جوان تغییر مسیر دادند و آن دختر غیر محجبه، به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یک جوان مذهبی مبدل شدند 

 آقای محمد امین نژاد(از کارمندان صدا و سیما- تهران)

>>>>...............................................................................

28 ـ

یکی از طلاب خارجی نقل می کرد که وقتی وارد ایران شدم، ویزا نداشتم و حتی از داشتن حداقل امکانات محروم بودم. بعد از مدتها سعی و تلاش، چون جایی برای ماندن نداشتم از ماندن در حجره دوستان خجالت می کشیدم، مجبور شدم مدتی را در مسجد جمکران اقامت گزینم. چند روزی که آنجا ماندم، به امام زمان (عج) توسل پیدا کردم. همان شب در عالم رؤیا دیدم کسی به من فرمود: فردا شب مقام معظم رهبری به جمکران خواهند آمد، مشکل خودت را بنویس و تقدیم ایشان کن.

من از خواب بیدار شدم، نامه ای نوشتم و منتظر ماندم. فردا شب در نیمه های شب دیدم مقام معظم رهبری با چند نفر وارد مسجد جمکران شدند و من با تعجب به خاطر رؤیای صادقانه نمی دانستم چه کنم. جلوتر رفتم و نامه ای که در دست داشتم خدمت مقام معظم رهبری تقدیم کردم و طولی نکشید وقتی که به مرکز جهانی رجوع کردم به من گفتند: جواب نامه شما رسیده و شما پذیرش شده اید و به این صورت مشکل بنده با عنایت مقام معظم رهبری حل شد

حجت الاسلام حسین جلالی

>>>>...............................................................................

29 ـ

حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته در زمان ریاست جمهوری به یکی از کشور های اسلامی رفتند و ما به عنوان همراه در خدمت ایشان بودیم. حضرت آیت الله خامنه ای به رئیس جمهور آن جا فرمودند: بدهی ما را نمی دهید؟!

 او در جواب گفت: قرآن می فرماید: فَنَظِره الِی میسره، به آدم بدهکار مهلت بدهید. آقا با مزاح فرمودند: تا این جا را قبول دارم ولی به شرط این که قسمت دوم آیه شریفه را نخوانید که اگر بدهکار توانایی پرداخت ندارد به او ببخشد، ان تصدَقوا خیر لکم...

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی ( تهران)

>>>>...............................................................................

30 ـ

در دیداری که مقام معظم رهبری از جانبازان شهر مقدس قم داشتند، از اولین نفری که مقابل در مستقر بود شروع به معانقه و روبوسی نمودند. هر یک از آنان دست خلف صالح حضرت امام ( ره ) را می بوسیدند و بر صورت و چشمان خود می مالیدند. گاهی گریه می کردند و دست به گردن معظم له می انداختند. از آنجا که برخی از عزیزان جانباز روی چرخهای خود نشسته بودند، ایشان به حالت خمیده باقی می ماندندو صحبتهای آنان را گوش می دادند. یکی از جانبازان عرض کرد: آقا من تقاضا دارم که انگشترتان را یادگاری به من بدهید. مقام معظم رهبری بلافاصله انگشتر خود را در آوردند و به ایشان دادند. جانباز دیگری عبای رهبر را برای تبرک درخواست کرد. معظم له عبای خود را برداشتند و به آن جانباز عطا فرمودند. جانباز ویلچری دیگری عرض کرد: آقا من می خواهم برای نجات از فشار قبر پیراهن شما را همراه کفنم داشته باشم. مقام معظم رهبری به حالت مزاح فرمودند: اینجا که نمی شود پیراهن را از تن درآورد! وقتی به محل اسقرارم رفتم، آن را برای شما خواهم فرستاد. دیدار طولانی و صمیمانه جانبازان که تمام شد، آقا به محل اقامت خود بازگشتند و پیراهن را توسط بنده برای آن جانباز فرستادند. این در حالی بود که جمعیت جانبازان از مدرسه فیضیه متفرق نشده بودند             

حجت الاسلام و المسلمین ذالنوری ( فرمانده تیپ مستقل 83 امام صادق)(ع )


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90 آبان 11ساعــت ساعت 12:12 صبح تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید