سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
عیسی طلبه مشهدی


عیسی طلبه مشهدی

   1   2      >

                                  بسم الله الرحمن الرحیم


بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلب من چند ماهیه تو یه گروه جهادی و تبلیغی مشغول به فعالیت هستم اونم تو یکی از روستاهای اطراف مشهد و برنامه های ما با بچه های دبستان و راهنمایی و اول دبیرستانه.


خلاصه این کار به صورت طبیعی کمی به درسام ضربه زده ولی خب کنارش برکت هم داشته و حالا میخوام شما بگین که اگه همچین کاری به درس آدم لطمه بزنه باز هم خوبه این کار رو ادامه بده یا نه؟؟


چون نظر خودم اینه که اگه قرار باشه به درس آدم لطمه نزنه ، آدم فکرش مشغول نشه ، درد سر نداشته باشه و  ادیت هم نشه ، همه میرن برای فعالیت تو این جور جاها و زمانی ارزش داره که بتونی اینارو تحمل بکنی (و البته قبول دارم که نباید زیاد به درس لطمه نزنه) خلاصه نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟


جمعی از اعضاء این گروه


نوشته شده در یکشنبه 31/2/91ساعت 12:4 عصر توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

                                              بسم الله الرحمن الرحیم


توی این هفته که مصادف بود با شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها من و چند نفر دیگر از دوستان طلبه به روستایی به نام حصار گلستان که در نزدیکی طرقبه ی مشهد است رفته بودیم و برنامه اصلی ما با بچه های دبستانی و راهنمایی و اول دبیرستان بود ما صبح جمعه طبق معمول بچه ها رو بردیم کوه و اونجا یه فوتبالی بازی کردیم و بعد از اون هم یه کم دیگه کوه نوردی و بعدشم شروع کردیم به خوندن زیارت عاشوراء بعد از اینکه زیارت عاشورا تموم شد یکی از دوستام شروع کرد و در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها و قضایایی که اتفاق افتاده بود صحبت کرد تا بچه ها یک آشناییت مختصری با حضرت داشته باشند خلاصه بعد از اتمام صحبت این دوستم یکی از بچه ها اومد پیشم و سوال پرسید که : اگه من به جای حضرت علی علیه السلام بودم اونارو میزدم ناکارشون میکردم و سوالم اینه که چرا حضرت علی علیه السلام این کار رو نکردن؟؟؟؟؟!!!


یه جواب مختصری دادم و چون فکر کردم برای شما هم سوال باشه برا همین یه کلیپی از آیت الله قزوینی هست که جواب این شبهه رو دادن منم اونو گذاشتم تو وبلاگم تا دوستای خوبم مثل شما بتونید استفاده کنید


در ضمن نظر خودتون یادتون نره


برای دیدن کلیپ(قابل دانلود نیست)اینجا رو کلیک کنید


یا زهرا


نوشته شده در شنبه 9/2/91ساعت 6:8 عصر توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

                                    بسم الله الرحمن الرحیم:


چند وقته که وبلاگمو به روز نکرده بودم چون مطلبی هم برای گفتن نداشتم و جدیدا علاقه ای هم به کپی برداری ندارم چون


خودمونیم دیگه کسی که شروع به وبلاگ نویسی میکنه اول از این سه مرحله استفاده میکنه:


1-ctrl+a


2-ctrl+c


3-ctrl+v


بعد چون میبینه فایده ای برای خودش نداره ، دلسرد میشه البته بگم که:ما من عام الا و قد خص(هر عامی تخصیص میخورد).چون بعضی ها فکر خوبی دارن و همه مطالب از اول ساخته فکر و ذهن خودشونه.


راستی پیشاپیش شهادت مادر مظلومه مان حضرت زهرا سلام الله علیها را به شما شیعیان تسلیت عرض میکنم.


بذارین یه حدیثی هم از ایشون بگم:ایشان از قول پدرشان فرمودند:


کسی که نماز را سبک بشمارد به پانزده بلا دچار میشود که شش بلا در طول زندگی دنیا و سه مورد مختص لحظات آخر عمر


 و سه مورد ویژه عالم قبر و سه مورد هم ویژه عالم قیامت است:


اما شش بلا که در  دنیا به آن دچار میشود:


1-برکت از عمر او برداشته می شود


2- برکت از رزق و روزی او برداشته میشود


3-دعایش مورد استجابت واقع نمیشود


4-مشمول دعای صالحین(از جمله امام زمان)واقع نمیشود


5-هیچ پاداشی به اعمالش تعلق نمیگیرد


6-خداوند چهره و سیمای صالحین را از او میگیرد


و اما بلاهایی که در لحظات آخر زندگی به آن دچار میشود:


1-گرسنه از دار دنیا میرود


2-ذلیل از دنیا میرود


3-و تشنه کام خواهد مرد به طوری که اگر با همه نهر ها آبش دهند تشنگی اش بر طرف نخواهد شد


و اما بلایای عالم قبر:


1-خداوند فرشته ای را برمیگزیند که او را در قبر ناآرام سازد


2-خداوند  قبرش را تنگ میگرداند


3-قبرش تاریک میشود(کنایه از اینکه ائمه به او سر نمیزنند)


و اما بلاهایی که در علم قیامت به آن دچار خواهد شد:


1-خداوند فرشته ای را مامور میکند تا او را با صورتش به زمین بکشد در حالی که خلائق به او مینگرند(الله اکبر)


2-به سختی مورد محاسبه قرار میگیرد


3-خداوند از او رو بر میگرداند و او را پاک نمیکن(نمیبخشد)و به عذابی دردناک گرفتار خواهد کرد


مدرک:مسند فاطمه زهرا(س) ص 235 به نقل از کتاب سیره و سخنان پیشوایان تالیف محمد علی کوشا ص77


             از همگی التماس دعای مخصوص دارم اصلا همین الان یه دعا بکنید


حضرت زهرا(س)


نوشته شده در چهارشنبه 30/1/91ساعت 11:38 صبح توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

                                     بسم الله الرحمن الرحیم:


امروز میخوام از کسی براتون صحبت کنم که اکثریت مردم قبولش دارن و من هم خیلی دوسشون دارم و حاضرم جونم رو فداشون کنم و کافیه که اشاره کنن ،بله درسته ،درست حدس زدید ایشون امام خامنه ای ،رهبر معظم انقلاب هستند که به اعتراف دوست و دشمن ایشون خلا انقلاب را بعد از امام خمینی پر کردند و نظر بنده که نظرهایی مثل نظر علامه حسن زاده اونو تایید میکنه اینه که ایشون ارتباط خاصی با امام زمان دارند همانگونه که در ارتباط امام خمینی با امام زمان هیچ شکی نبود پس درست است که در زمان امام خمینی نبودم ولی قدر میدانم که در زمان ایشان هستم و البته برای نظرم استناد هم دارم:


1-علامه حسن زاده میفرمایند:گوشتان به دهان رهبرتان باشد که او گوشش به دهان امام زمان است البته این حرف زمانی معلوم میشود که این را بدانیم که استاد ایشان(علامه طباطبایی)در مورد علامه حسن زاده میفرمایند:حسن زاده را کسی جز امام زمان نشناخت!


2-یکی از محافظان ایشان تعریف میکرد که ما با آقا رفتیم خانه ی ایت الله بهجت(ره) آقا رفتند و کنار ایت الله بهجت نشستند و ایت الله بهجت شروع کردند به بحث های عرفانی و فلسفی،آقا فرمودند این بحث ها که جداست چه خبر؟؟(خودتان بگیرید که منظور از چه خبر چیست)


ایت الله بهجت فرمودند من چه بگویم که شما سیمتان بیشتر از ما وصل است. و هردو کمی جلو رفتند و به هم نزدیک شدند


محافظ:آنها یک ساعت با هم حرف زدند ولی ما نفهمیدیم چه گفتند


3-چند سال قبل در روز دوشنبه که مصادف بود با بعثت رسول اکرم(ص) رزمایشی در ایران راه افتاد و اگر به چرایی این رزمایش بپردازیم میفهمیم که چرا نظر بنده درست است ،حال علت رزمایش: چند روز قبل از رزمایش سفارت ایران در آمریکا(یا یکی از جاسوسان ایران در آمریکا دقیق یادم نیست) خبر آورد که هفته بعد ،حمله آمریکا به ایران قطعی است وقتی این خبر را رهبر شنید رزمایشی را ترتیب داد و آقای احمدی نژاد هم از روز دوشنبه تا شنبه را تعطیل اعلام کرد(که مردم میخندیدند که چرا 4 روز بین التعطیلین شده در حالی که دلیل تعطیلات آمادگی ارتش و سپاه برای دفاع از میهن بوده) آقا به یکی از فرماندهان گفت که در جواب خبر نگاران یک جمله را بگوید.


در روز رزمایش خبر نگار از همان فرمانده سوال کرد که نظر شما در مورد این رزمایش چه بود؟؟(ببینید سوال چیست و حال جواب را نگاه کنید)


ایشان گفتند که:آمریکا بداند که اگر بخواهد به ایران حمله کند ،مااز ایران به او حمله نمیکنیم!!


وقتی این جمله به دست آمریکایی ها افتاد نفهمیدند که این جمله که ما از ایران به او حمله نمیکنیم یعنی چه آیا از خود آمریکا میخواهد حمله کند؟؟!! آیا در جای دیگری نیرو دارد؟؟!! بالاخره نفهمیدند یعنی چه؟به همین علت حمله به ایران لغو شد.


ببینید این جمله های کلیدی که نقشه های ماهرانه ی چندین ساله ای را به هم میزند و جلوی یک حمله ی قطعی را میگیرد به نظرتان از دهان چه کسی خارج میشود؟؟؟ قضاوت با خود شما.




امام خامنه ای


نوشته شده در سه شنبه 15/1/91ساعت 8:41 عصر توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم:


جاتون خالی امروز با یکی از دوستام رفته بودیم بهشت رضا البته میخواستیم بریم پیش جانبازها برا همین هم یه جعبه شیرینی گرفتیم ولی وقتی رفتیم گفتند که وقت ملاقات دوشنبه و چهارشنبه بعد از ظهره خلاصه هر کاری کردیم توفیق زیارتشون نصیبمون نشد برا همین هم گفتیم خب اینجا نشد میریم بهشت رضا.


خلاصه رفتیم جالب بود داشتم شیرینی پخش میکردم که رسیدم سر قبر شهیدی که یه پیرمردی هم نشسته بود بالا سرش رفتم تعارف کردم بعد نشستم پیشش گفتم پسرتونه؟؟؟


زد زیر گریه گفت: آره پسرمه


گفتم چند سالش بود؟


گفت بیست و پنج سالش بود زن هم داشت با دوتا بچه و وصیت هم کرده بود که منو پیش رفقام تو مشهد دفن کنین.


پیرمرد بنده خدا خیلی دلش گرفته بود میگفت: پسرم خیلی غریبه


گفتم :چرا؟؟


گفت: آخه سر هر قبری میرم لااقل یه عکس ازش کشیدن ولی برا پسر من حتی یه عکس هم نذاشتن.


میخواستم بگم خاطره ای،چیزی هم دارین؟ ولی دیدم یه شیرینی تعارف کردم داره کوفتش میشه گفتم ولش کن بلند شدم رفتم.


وقتی ازش دور شدم دیدم هنوز هم داره گریه میکنه آخه خودش هم مشهدی نبود (فکر میکنم چند وقتیه نیومده بود پیش پسرش).


سلامتی هر چی پدر شهیده صلوات(قربون همشون برم) 


نوشته شده در شنبه 27/12/90ساعت 8:56 عصر توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

                           بسم الله الرحمن الرحیم:


نمیدونم چی شده که این ایام همش دوست دارم درمورد شهدا صحبت کنم شهدایی که نقش آفرین بودند و همیشه چه در جبهه و چه در غیر آن مشغول نبرد بودند و همه ی آنها ارتباط خاصی با ائمه داشتند و قطعا خود را قبل از رفتن به خط مقدم،در پشت خط  آماده و تربیت میکردند برای همین بود که وقتی میگفتند نیاز به چند بسیجی یکبار مصرف(منظور از بسیجی یک بار مصرف بسیجی های با جراتی بودند که برای ازاد سازی راه خود را روی مینها میانداختند تا رفقای انها بتوانند از ان منطقه عبور کنند)همه خود را آماده کرده بودند و این نشان از این است که آنها خود را در پشت جبهه برای همین کارها تربیت میکردند و همچنین بیانگر این است که آنها بار خود را کامل کرده و آماده بودند.


شهدایی که بعثی ها برای سرشان جایزه گذاشته بودند جالبه بدونید که زمانی که شهید کاوه رفته بود کردستان میگفتن خیلیا بودند که جایزه سرشون هزار تومان بود و اگه طرف خیلی آدم حسابی بود سه هزار تومان میذاشتند ولی وقتی شهید کاوه اومد در عرض یک ماه جایزه سرش به بیست میلیون رسید(منبع کتاب ساکنان ملک اعظم منزل کاوه نوشته سعید عاکف).


شهدایی مثل علی عاصمی که یک هفته بعد از شروع جنگ رفت جبهه و همیشه خودش رو سرزنش میکرد که چرا یک هفته دیر اومدی و میگفت ما تو هر عملیاتی که کم میاوردیم به خاطر ضعف ایمانمان بوده،کسی که تا ده شبانه روز خواب درست و حسابی نداشته و وقتی هم که میاد مرخصی و یه شب تو خونه میخوابه خودش رو سرزنش میکنه که چرا یه شب تو راحت خوابیدی ولی هم رزمات نتونستن مثل تو بخوابن،شهیدی که یکی از شرائط ازدواجش این بود که تا زمانی که جنگ تموم نشه من تو جبهه ام و وقتی اطرافیان میگفتن تا کی میخوای بری جبهه؟ ول کن دیگه تو یه داداش شهید دادی(برادرش اسمش عباس بود و وقتی خبر شهادتش رو دادند دستش رو به کمرش گذاشت و فقط گفت خدا رحمتش کنه) ولی اون جواب میداد که تا جنگ هست من هم تو جبهه ام ،میگفتن خب کی جنگ تموم میشه ؟میگفت هر وقت شما بیاین جبهه و میدیدی که خیلی ها که اونو میخواستن مکنصرف کنن ،خودشون راهی جبهه میشدن ، شهیدی که وقتی میگفتن چرا استراحت نمیکنی؟ میدونین تو جوابشون چی میگفت؟میگفت:که استراحت باشه برای وقتی که رفتیم تو قبر رفتیم اونجا اینقدر بخوابیم تا اینکه حالمون از استراحت به هم بخوره الان وقت کاره(منبع:کتاب نگین تخریب نوشته مجید جعفر آبادی)


خستتون نکنم ولی واقعا اگه ما این شهدا رو نداشتیم و مملکتمون میافتد دست یه مشت مزدور الان وضعیت ما چی بود اونوقته که میتونیم در مورد ارزش شهید صحبت کنیم.


این یه عکسه از شهید علی عاصمی و فرزندش رسول که دوست داشت رسول هم مثل خودش یه تخریبچی بشه برای همین هم گاهی مین ها رو میاورد خونه و با زبون کودکانه بهش توضیح میداد:


شهید علی عاصمی و فرزندش رسول


اینم یه عکس تکی از این شهید:


شهید علی عاصمی


نوشته شده در پنج شنبه 25/12/90ساعت 2:8 عصر توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

دلم گرفته از این زمانه و از این مردم خفته میبینم که هفت سین سفره هایشان را کامل کرده و به فکر لباسهای نو برای عید هستند در حالی که ائمه به ما گفته اند که روز عید روزی است که از شما گناهی سر نزد ولی گویا ما عیدمان با ائمه فرق میکند باید خاک عالم به سر کنیم که چرا امام زمانم در پس پرده ی جدایی سایه افکنده و نیم نگاهی هم نمیکند اگر آدم بودیم که....


یکی نیست به آنها بگوید که سفره ی هفت سین را اگر هشتا هم بکنید سفره بی بابا صفا ندارد البته حق هم دارند از بس از بابایشان جدا بوده اند برایشان طبیعی شده و میگویند ما سفره را پهن میکنیم اگر خواست بیاید و کاش در روز عید کمی هم یاد امام زمانمان باشیم و سعی کنیم عید نوروز به امام هم خوش بگذرد حداقل بهانه ای برای گریه مولایمان نباشیم .


باز هم گویم و از گفته ی خود دلشادم که پدر جان بیا و به کناری بزن این پرده و خوش گو که گفتارت همه حسن است و صفا ،میدانم که زبس گریه نمودی رمقی در دل تو نیست که گاهی بکنی یاد ز  ما و بچکد اشک ز گونه که خدایا نکند بنده ی ما بسته به موی همه ی نفس و دگر بار شود بی کس و بی یاور و من اشک بریزم ز برایش که نجاتش دهی از آتش دوزخ،من که مولا شده ام پس سبب خوب برایش شوم از بهر گذشتش گرچه  او عبد به دنیا بوَِد و ما به کنارش.


عجل لولیک الفرج بحق الزهرا (س)


هشت سین بی بابا


نوشته شده در سه شنبه 23/12/90ساعت 9:9 عصر توسط عیسی معلم نظرات ( ) |

   1   2      >

Design By : Pichak