سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
مرگ بر آمریکا ممنوع

با سلام خدمت شما خواننده  گرامی

ما با چند تا از رفقای طلبه نشستیم و یه طرحی رو برای روز بیست و دوم بهمن نوشتیم تا تو یکی از شهرستان ها اجرا باشه برنامه های مختلفی از جمله سرود و تیاتر و پخش کلیپ و مسابقه طنز و و کلی برنامه دیگه و در پایان هم یه راهپیمایی مختصر از محل اجرای برنامه تا مزار شهدا که اصل برنامه بنا بود در روستای خودمون که بزرگترین روستای بخشه(روستای سنجد شهرستان شیروان) اجرا بشه ما برنامه ها رو با مسوول بسیج روستا در میون گذاشتیم ایشون هم یک هفته قبل از اجرا به فرمانده بسیج بخش ارائه دادند ولی ایشون بهمون گفتن که چون خیلی دیر به ما اطلاع دادید ما هم هیچ مجوزی برای اجرای این برنامه ها و همچنین اجرای راهپیمایی بهتون نمی دیم و وقت نداریم تا جلسه بگیریم و مجوز بدیم تازه گفتن اگه خودسر اجرا کردید و مشکلی پیش اومد باهاتون برخورد هم میکنیم.

ما هم بیخیال برنامه شدیم(متاسفانه) ولی گفتیم پیگیر بشیم تا بتونیم حداقل مجوز راهپیمایی بگیریم وقتی با فرمانده بسیج بخش در میون گذاشتیم حتی بهشون قول دادیم تا هیچ شعاری ندیم و فقط راه بریم باز هم اجازه ندادن بعد به خود بخشدار منطقه اطلاع دادیم ایشون هم یه حرفی زدن که من هنوزم تو کفش موندم آخه بهمون گفتن که:

مجوز میدیم ولی نیرو(نیروی انتظامی) بهتون نمی دیم تازه به شرطی که شعار مرگ بر آمریکا هم ندید!

انگار حرف حضرت امام یادشون رفته که:

مرگ بر آمریکا

واقعا چقدر خفت و خاری، چقدر فراموشکاری و قدر ندونستن خون شهدا متاسفم برای همچین مسولایی که دارن کشور رو اداره میکنن تازه امروز شنیدم بعضی از مدیران اصلاح طلب تو مدارس هم به بچه های ابتدایی که داشتن برای بیست و دوم بهمن آماده می شدن گفتن شعار مرگ بر آمریکا ندید و به جاش شعر یار دبستانی من رو بخونید.

اتمام دوران غرب


+ نوشته شـــده در دوشنبه 94 بهمن 26ساعــت ساعت 2:5 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
تا به حال اینجوری به قضیه نگاه کرده بودید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

چقد خوبه که بعضی وقتا برگردیم و به خودمون بگیم که کی هستیم؟ برای چی داریم زندگی میکنیم آیا اینو قبول داریم که زندگی می کنیم تا قیمت پیدا کنیم؟ یا طوری هستیم که فقط می خوایم به هر قیمتی زندگی کنیم!

وقتی کارت گیر می کنه و دوست داری به عالم و آدم فحش بدی برگردیم و نعمتایی رو که خدا بهمون داده رو بشماریم چیزایی که شاید به فکرمون هم نمی رسه.

میگن یه بنده خدایی یه تلگراف زد به خدا که خدایا یه کامیون پول برا ما بفرست بزار یه چند روزی رو خوش باشیم خدا میگه باشه یه کامیون پول می دم با دو تا بچه کراکی!

بنده خدا میگه: یه کامیون نخواستیم یه کیسه بده خوش باشیم خدا میگه باشه یه کیسه میدم با یه دختر کچل!

بنده خدا میگه بابا یه ساک که دیگه میشه؟ خدا میگه باشه یه ساک پول میدم با یه چند تا بیماری مثل عاصم و درد سینه و سرفه و تب و لرز!

بنده خدا میگه خدایا اصلا نخواستیم ! همون روزیمونو بده خوش باشیم !

خدا میگه : کم کم میرسه فضولی موقوف!!!!!!

باور کنید خوشی مطلق تو دنیا نیست بعضی از چیزا ثروت هستند ولی ما اونا رو ثروت نمیدونیم میگن شخصی اومد پیش امام صادق(ع) گفت: من نادارم و هیچ ثروتی ندارم و واقعا درمونده ام.

حضرت خواستند طرف رو متوجهش کنند که چقدر ثروتمنده بهش فرمودند: محبت ما اهل بیت رو داری؟ گفت بله فرمودند چقدر حاضری پول بگیری ولی این محبت رو از دست بدی؟ گفت : به هیچ قیمتی و خودش بلند شد و رفت.

کاش یه کم حکمت های خدارو جدی می گرفتیم مگه نمیگیم خدا از مادر هم مهربونتره خب مادر بعضی وقتا باید تو گوش بچه هم بزنه بعضی وقتا باید تنهاش هم بزاره تا سرد و گرم روزگارو بچشه!

 

چقدر زیباست این جمله که میگه خدایا کمکمون کن تا در هایی رو که تو با حکمت به روی ما بستی ما با اسرار اونارو باز نکنیم.

به نظرم نمیشه گفت کسی که خونه آنچنانی داره و ماشینای فلان سوار میشه و تیپ آنچنانی و لباسای شیک و خلاصه همه چیش رو براهه، دیگه داره حال میکنه نه اونم دردای خاص خودشو داره.

خلاصه آقا یه کم که فکر کنیم خود به خود روی لبامون کلمه مقدس "الحمد لله ربّ العالمین" جاری میشه.

دیدن اینجا هم خالی از لطف نیست


+ نوشته شـــده در یکشنبه 94 آبان 10ساعــت ساعت 2:11 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
تضاد آقای روحانی با رهبر انقلاب

سلام

نمی دونم بحث مذاکرات هسته ای رو چقد دنبال می کنید، من تو این نوشته حرف زیادی ندارم فقط خطابم به آقای روحانیه که آقای روحانی!!

خواهشا هر کاری که میکنی بکن ولی دم از اطاعت از رهبری و ولایت فقیه نزن که محاله باورمون بشه آخه حرفای تو کجا و حرفای رهبرمون کجا؟

خواننده عزیز باید بهتون بگم که آقای روحانی به گفته رهبر انقلاب کسی است که عمق مساله را نمی فهمد و سهل اندیش است و سطحی فکر می کند(که از چنین فردی انتظار بیشتر از این هم نیست که منافق گونه و ریاکارانه رفتار نکند.در ادامه حرفهای رهبر انقلاب رو میذارم تا خودتون قضاوت کنید)

بابا رهبر انقلاب باید با چه زبونی به شما دولتیا بگن که مذاکره با آمریکا برامون فایده ای نداره!!

-

بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 15/7/1394

یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. حالا بعضی‌ها بی‌خیالند -بی‌خیالان جامعه، که هرچه پیش بیاید برایشان اهمّیّتی ندارد، مصالح کشور از بین برود، منافع ملّی نابود بشود- که حالا با آنها کاری نداریم امّا بعضی بی‌خیال هم نیستند لکن سهل‌اندیشند، عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟ امام حسین رفت نهیب زد، نصیحت کرد، گفت از خدا بترس؛ امیرالمؤمنین زبیر را نصیحت کرد، خاطره‌ی زمان پیغمبر را یادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبیر خودش را از جنگ کنار کشید. امروز مذاکره به این معنا نیست؛ برای اینکه ما با آمریکا که شیطان بزرگ است، باید مذاکره کنیم یک عدّه‌ای واقعاً با نگاه سهل‌اندیشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقیقتِ حال مثال می‌آورند و در روزنامه مینویسند، در سایت مینویسند و در سخنرانی میگویند که چرا امیرالمؤمنین با زبیر مذاکره کرد، شما با آمریکا مذاکره نمیکنید؟ یعنی این‌قدر اشتباه در فهم مسئله [وجود دارد]. این که حالا به این معنا مذاکره نبود .

 ثانیاً ما با مذاکره‌ی با همان معنای امروزی مخالفتی نداریم؛ ما الان با همه‌ی دنیا داریم مذاکره میکنیم. ما با دولتهای اروپایی مذاکره میکنیم، با دولتهای آمریکای لاتین [مذاکره میکنیم‌]؛ همه‌ی اینها مذاکره است؛ ما با مذاکره مسئله‌ای نداریم. معنای اینکه میگوییم با آمریکا مذاکره نمیکنیم این نیست که با اصل مذاکره مخالفیم؛ نه، با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفیم. این یک علّتی دارد، این را انسان هوشمند باید بفهمد که چرا؛ والّا با دیگران هم که مذاکره میکنیم، آن‌چنان دوستان یقه‌چاک ما که نیستند -بعضی از آنها دشمنند، بعضی بی‌تفاوتند، با آنها مذاکره میکنیم مشکلی هم نداریم- امّا مذاکره‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، یعنی نفوذ؛ تعریفی که آنها برای مذاکره کردند این است و آنها میخواهند راه را برای تحمیل باز کنند. امروز غول عظیم تبلیغاتی دنیا در مشت آمریکا است؛ امروز جریان صهیونیستیِ بشدّت دشمن بشریّت و دشمن فضیلت، با آمریکا، هر دو در یک لباسند، دستشان از یک آستین می‌آید بیرون و با هم هستند. مذاکره‌ی با اینها یعنی راه را باز کردن برای اینکه بتوانند، هم در زمینه‌ی اقتصادی، هم در زمینه‌ی فرهنگی، هم در زمینه‌های سیاسی و امنیّتیِ کشور نفوذ کنند.

 در همین مذاکرات مربوط به مسائل انرژی هسته‌ای، هرجا فرصت پیدا کردند و میدان به آنها داده شد -که البتّه طرفهای ایرانی بحمدالله حواسشان جمع بود امّا یک جاهایی بالاخره آنها فرصتهایی پیدا کردند- یک نفوذی کردند، یک حرکت مضرِّ برای منافع ملّی انجام دادند؛ آنچه ممنوع است این است. مذاکره‌ی با آمریکا ممنوع است به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد؛ این فرق میکند با مذاکره با فلان دولتی که نه چنین امکاناتی دارد، نه چنان انگیزه‌ای دارد؛ اینها با همدیگر متفاوت است، این را نمیفهمند.


دیگه قضاوت رو به عقل و انصاف خودتون واگذار کنید تا ببینید چی میگه.

البته شاید کسی بگه برو بابا رهبر هر چی میخواد بگه بگه که ما هم حرفمون همینه میگیم آقای روحانی اگر کاری میکنن که بر خلاف صریح گفته های ولی فقیهه پس دم از اطاعت از رهبری نزنن فقط همین.

والسلام

 


+ نوشته شـــده در شنبه 94 مهر 18ساعــت ساعت 2:22 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
من هم جنگ

بسم الله الرحمن الرحیم

سپاس خدای را که منت نهاد و مرا به حقیقت های نهفته در درونم آگاه کرد تا لذت درک حقیقت را با تمام وجود احساس کنم، لذتی که هیچگاه قابل مقایسه با لذت های مادی و دنیوی نیست.

شناختن معشوقی که همیشه همراه است، و با بودن او احساس وجد و لذت در تمام وجود انسان شعله ور می گردد، شعله ای که تمام آرزوهای مادی را به خاکستر تبدیل می کند و در یک جمله:

« الحمد لله کما هو أهله »

عیسی معلم

 

امروز برای من روز بسیار با برکتی بود، روزی که آرم نوکری امام زمان(عج) را با تمام افتخار به دوش کشیده و به طلبه بودنم افتخار میکنم و اگر صدها بار دیگر به دنیا بیایم غیر از مکتب اهل بیت(ع) جای دیگری نخواهم رفت ان شاء الله.

وقتی به پلیس های راهنمایی و رانندگی نگاه می کردم میدیدم که چه راحت با پوشیدن یک لباس اعلام می کنند که چه نوع خدمات اجتماعی ای را ارئه می دهند!، یا وقتی در کنار خیابان تاکسی های زرد رنگ را می دیدم، خود به خود دستم به نشانه اعلام سوار شدن تکان می خورد؛ و چه خدمتی بالاتر از خدمت به فکر و روح انسانها؟ خدمتی که سعادت ابدی آنها را تامین می کند!!

چگونه است که یک راننده تاکسی برای انتقال فقط جسم انسانها به مکان دیگر اکتفا به زبان نکرده و با رنگ کردن خودرو خود اعلان عمومی می کند ولی من برای انتقال فکر و روح و تمام وجود انسانها به آن منبع هستی بخش زبان در کام گیرم؟

وقتی جوانی را می دیدم که علامت صلیب به گردن نهاده و با راه رفتن خود اعلام می کرد که از چه فرهنگی تبعیت می کند، نمیدانستم که آیا دلیل قطعی بر حقانیت آن فرهنگ دارد یا نه ولی وقتی به خود رجوع می کردم با خود می گفتم: تو که دلیل قطعی و عقلی بر حقانیت فرهنگ دینی ات داری پس چرا ساکتی و حاضر نیستی با راه رفتن خود،آن فرهنگ را منتقل کنی و چرا فقط به تبلیغ زبانی اکتفا میکنی؟

راست می گویند که لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست، پرچمی که بر در خانه وجودش نصب کرده است؛ لباس انسان انتخاب انسان است و انتخاب انسان از علاقه های او سرچشمه می گیرد.

عیسی معلم

وقتی می توان با تمام وجود تبلیغ فرهنگ حقی را کرد، چرا فقط اکتفا به زبان و کتاب و مقاله بکنیم؟ مگر امام حسین(ع) از علی اصغر خود برای تبلیغ فرهنگ حق استفاده نکرد؟ راستی تا بحال فکر کرده اید که چرا اعمالی مثل نماز و حج از شعائر الهی است؟

مگر نه این است که حج و نماز پیوند مستحکمی با خدا دارند و تعظیم حج(که یک نماد است)، تعظیم خداوند است، حال اگر چیزی نماد دین و فرهنگ دینی را پیدا کرد(مثل لباس روجانیت)، نباید جزء شعائر الله باشد؟!!

خداوند در سوره حج آیه 36 می فرماید: َ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب‏ «بزرگداشت شعائر الهی نشانه تقوای قلب است» و کسی که لباس روحانیت را به تن کند مصداق بارز این آیه شریفه است.

معمولا لباس را برای پوشاندن بدن و زینت استفاده می کنند ولی لباس روحانیت خیلی متفاوت است چون فقط پوشش و زینت نیست، بلکه القای فرهنگ دینی،حصاری بین خود و شیطان کشیدن است تا آنجا که روحانی به خاطر حرمت لباس از خیلی چیزها پرهیز می کند و دیگران با دیدن این لباس به یاد خداوند و دین و معاد می افتند و بالاتر از همه اینها جمله حضرت علی (ع) در نهج البلاغه حکمت 27 است که می فرمایند: من تشبه بقوم فهو منهم«هر کس به گروهی تشبیه گردد از آنهاست» و چه گروهی بهتر از گروه دینداران؟؟

راستی حواسمان باشد که جهل و عناد دیگران مایه ضعف و عقب نشینی و کناره گیری ما نشود؛ ما باید با علم و عمل ریشه جهل را بسوزانیم نه با ضعف و کناره گیری چرا که با کناره گیری آنها را به هدفشان نزدیک کرده ایم.

 چه بسا عمل مثبت یک روحانی بسیاری از تهمت ها و شایعه ها و تمسخر ها نسبت به روحانیت را می تواند ریشه کن کند؛ وقتی خاطرات مستر همفر(جاسوس انگلیس در ایران) را میخواندم دیدم که می گفت: (خاطرات مستر همفر ص 85)

" باید علاقه و دلبستگی مردم به خاندان رسول(ص) را از بین برد و یکی از راهکارها، برداشتن عمامه از سر علمای دین و سادات حقیقی است تا هم وابستگی به خاندان رسول(ص) کم شود و هم احترام علما در بین مردم "

و وقتی کتاب حماسه حسینی شهید مطهری را می خواندم جمله ای برجسته مرا به خود مشغول کرد:

"من در تمام عمرم یک افتخار بیشتر ندارم و آن هم همین عمامه و عباست "

به نظرم: داشتن این لباس برای واجدان شرایط، تقویت جبهه حق و نگرانی و عصبانیت جبهه دشمنان اسلام است و این کار به گفته خداوند در سوره توبه آیه 12 عبادت محسوب می شود.

عیسی معلم

 

و در پایان:

آیا شایسته است ما در جایی که این همه نیروی آماده به خدمت در اختیار داریم، نیروی دین و اقتدار خود را به نمایش نگذاریم تا در معرض تعرض دشمنان اسلام قرار بگیریم؟؟ مگر پیامبر ما نبودند که در جنگ پیر مردان را امر نمودند تا محاسن خود را رنگ کنند تا دشمن به ضعف آنان پی نبرد و به حمله و حجوم طمع نکند؟!

روحانی با لباسش اگر سرباز واقعی برای دفاع دین هم نباشد حد اقل سیاهی لشکر مدافعین دین به حساب می آید.

از همگی التماس دعای فرج دارم

 

 

 


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 94 اردیبهشت 30ساعــت ساعت 5:29 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
امام هادی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز که زمین و آسمان می گرید

از بهر غریب سامرا می گرید

جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند

چون مهدی صاحب الزمان می گرید

 

به تمام شیعیان جهان این داغ بزرگ را تسلیت عرض میکنم

یه زندگینامه مختصری از امام هادی علیه السلام به همراه دلنوشته و چندتا شبهه و جواب در مورد ایشون هست که تو word جمع آوری کردم که میتونید برای دانلود روی اینجا کلیک کنید. 


+ نوشته شـــده در سه شنبه 94 اردیبهشت 1ساعــت ساعت 7:22 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر بدهید
در حاشیه های تجاوز

بسم الله الرحمن الرحیم

به نظرم اومد تو این جریان تجاوز به دو نوجوان ایرانی توجه کردن به چند نکته خالی از لطف نیست.

اینکه مردم ما در مقابل این کار موضع گرفتند و با جمع شدن کنار سفارتخانه عربستان نفرت خودشون رو نسبت به این کار شنیع ابراز کردند، کار بسیار بجا و صحیحی بود، بر خلاف بعضی از ملت ها که این کار رو اصلا هم بد نمی دونند و در بعضی کشور ها به عنوان حق فرد عنوان شده.

اما کنار این ابراز نفرت ها ( که اکثرا نشات گرفته از غیرت دینی است ) باید به چند چیز توجه کرد تا جلوی سوء استفاده گران، در این جریان گرفته بشه:

           

1 – مراقب باشیم که جنگ شیعه و سنی راه نیفته و بدونیم که کسانی که در مقابل ما هستند اهل سنت نیستند بلکه وهابی هستند.


2 – مراقب فوران کردن حس ناسیونالیستی(قوم گرایی) باشیم چون دیده میشه که حرف های خیلی رکیکی به "عرب ها" داده میشه که این کار دوتا عیب داره؛ اول اینکه حرف رکیک از کسی که ادعای شیعی داره بعیده و در مذهب شیعی مجوزی برای حرف رکیک یا همون فحش پیدا نمیشه و دوم اینکه سرایت دادن این کار شنیع به کل عرب ها کار معقول و سازگار با انصاف نیست.


3 – بعضی ها در این بین اصل حج رو زیر سوال می برند حتی حج واجب؛ البته هر وقت ولی فقیه ما رو از رفتن به حج ممنوع کرد ما هم اطاعت می کنیم چرا که او متخصص در تشخیص این هست که آیا میشه به طور موقت، واجبی را حرام کرد یا خیر.

من کاری به حج مستحبی ندارم و مراجع ما بارها گفته اند که " کمک کردن به جوانان در امر ازدواج بهتر از حج مستحبی است."ولی هر کسی نمیتونه(و نباید) در مورد تعطیل شدن حج واجب نظر بده و باید به متخصص رجوع کنیم.

 

دعا کنید که ان شاء الله بتونیم در همه مراحل زندگی و اقدامات اجتماعیمون با بصیرت عمل کنیم.


+ نوشته شـــده در دوشنبه 94 فروردین 24ساعــت ساعت 2:9 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر
اینم از مذاکراتمون!!!

بسمه تعالی

سلام بر شما خواننده عزیز

داشتم با خودم خوشبینانه درمورد مذاکرات فکر می کردم ببینم چه اتفاقی میافته به یه نتیجه جالبی رسیدم گفتم نتیجه این نگاه رو تو وبلاگم بزارم شاید به درد بخوره...

خوشبین

خود این آقایون تو دولت قبل می گفتند که فقط 20 درصد از مشکلات اقتصادی ما به خاطر تحریمه و بقیه اش به خاطر

سوء تدبیر مسوولان هست، حالا ما میگیم که 30 درصد اصلا 40 درصد به خاطر تحریمه(نگاه خوشبینانه).

خب حالا باید ببینیم که چرا ما تحریمیم؟

ما به 4 علت تحریمیم:

1 – به خاطر مساله هسته ای

2 – به خاطر مساله موشکی

3 – به خاطر عدم وجود آزادی بیان و رفتار و ...

4 – به خاطر عدم رعایت حقوق بشر

سوال: شما جای آمریکا و اون کشورهای دیگه باشید با حل مساله هسته ای ایران، تحریم هایی رو که علتش غیر از مساله هسته ایه بر میدارید؟

اگه بردارید بعد بهتون نمیگن سه تا علت دیگه(غیر از هسته ای) فقط بهانه بوده و تا الان شما داشتید به ایران ظلم می کردید؟ آخه مگه با حل شددن مساله هسته ای حقوق بشر و آزادی و مساله موشکی حل میشه؟

پس اینجوری شد که:

40 درصد مشکلات ما به خاطر تحریم هاست و ما به 4 علت تحریمیم و اگر هر علتی 10 درصد رو تشکیل بده مجموعا میشه همون 40 درصد.

نتیجه : اگر در مذاکرات به طور کامل به توافق نهایی برسند، نهایت پیروزی ایران برطرف شدن فقط 10 درصد از مشکلات اقتصادی است اصلا شما بگو 20 درصد اصلا بگو 30 درصد.

بعد تازه آدم میفهمه که چرا مقام معظم رهبری این همه اصرار دارند که مسولین نگاهشان را به خارج از کشور و به دست دشمنان ایران معطوف نکنند و به اقتصاد مقاومتی رو بیاورند.

ولی کو گوش شنوا فقط از رهبری دم می زنند و الا در عمل ...

به قول مردممون که میگن: انرژی هسته ای واس ماس یعنی کلش واس ماس اصلا مالکیتش واس ماس!!

اللهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شـــده در یکشنبه 94 فروردین 16ساعــت ساعت 6:44 عصر تــوسط عیسی معلم | نظر