نظر حضرت امام خمینی در رابطه با کاریکاتور پیامبر(ص)
به نام او که هرچه هست اوست
حضرت امام(ره) در منشور روحانیت می فرمایند:
« خیلى جالب و شگفتانگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتى یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحهدار مىکند عدهاى در رابطه با آن شهید مىشوند برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسى و تمدن است اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالت به میان مىآید، نوحه رأفت و انسان دوستى سر مىدهند. ما کینه دنیاى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکتهها به دست مىآوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامى و ضدارزشى است که بنگاههاى صهیونیستى و انگلیس و امریکا به راه انداختهاند و با حماقت و عجله خود را رو به روى همه جهان اسلام قرار دادهاند. البته باید ببینیم که بعض دولتها و حکومتهاى اسلامى چگونه با این فاجعه بزرگ برخورد مىکنند.»
ایشان در ادامه می فرمایند:
« ضرورتى نیست که در چنین شرایطى ما به دنبال ایجاد روابط و مناسبات گسترده باشیم، چرا که دشمنان ممکن است تصور کنند که ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقه مند شدیم که از کنار اهانت به معتقدات و مقدسات دینى خود ساکت و آرام مىگذریم. آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل مىکنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسى خود تجدید نظر نماییم و ما خامى کردهایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهاى تند یا جنگ سبب بدبینى غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزواى کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانى مىکنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین مىگذارند. این یک نمونه است که خدا مىخواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز «آیات شیطانى»(نوشته سلمان رشدی) در این زمان اتفاق بیفتد و دنیاى تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعى خود را در دشمنى دیرینهاش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشى به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بى تجربگى نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهانخواران به نابودى اسلام و مسلمین است و الّا مسئله فردى سلمان رشدى آنقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیستها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند.»
آیا حرف های امام برخلاف دیپلماسی ای که آقای روحانی به آن قائل است، نیست؟؟ چرا پس کسی گوشش به این حرفها بدهکار نیست البته شاید حضرت امام می دانسته که شاید روزی کسانی باشند که گوششان به این حرفها بدهکار نباشد لذا روی سخن را با مردم کرده و در ادامه می فرماید:
« روحانیون و مردم عزیز حزب اللَّه و خانوادههاى محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحلیلها و افکار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است که تحلیلگران امروز، ده سال دیگر بر کرسى قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانین دیپلماسى بوده است یا خیر؟ و نتیجه گیرى کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتى داشته است و بازار مشترک و کشورهاى غربى علیه ما موضع گرفتهاند، پس باید خامى نکنیم و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم! خلاصه کلام اینکه ما باید بدون توجه به غرب حیلهگر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسى حاکم بر جهان در صدد تحقق فقه عملى اسلام برآییم.»
حضرت امام قبل از این فرازها درمورد ضربه هایی صحبت می کند که نگاه سکولار(همان جدایی دین از سیاست و اینکه آیا دین یک امر فردی است برای تربیت فرد یا یک امر فردی و اجتماعی است برای تربیت فرد و اجتماع؟) به اسلام و انقلاب زده است.
به نظرمن اینکه بعد از توهین به پیامبر اسلام(ص) آقای ظریف به فرانسه سفر می کنند نشات گرفته از همین نگاه سکولار است چرا که دولت وظیفه اش را تامین نیازهای اقتصادی ملت می داند و معتقد است با زور نمیتوان مردم را به بهشت برد. حرف ایشان درست است ولی مغالطه ای که صورت گرفته این است که درخواست ما این نیست که با زور کسی به بهشت برود ولی این حق ماست که از دولت بخواهیم در جامعه فضایی حاکم باشد که اگر کسی بخواهد به بهشت برود مسیرش باز باشد نه اینکه از هفت خوان رستمی که خودمان درست کرده ایم مجبور باشیم عبور کنیم، اصلا تعریف سیاست از نگاه اسلام رهبری و مدیریت جامعه در جهت مصالح مادی و معنوی است پس دولت حق ندارد فقط به مسائل مادی مردم توجه کند.
و چون بعید می دانم آقای ظریف بدون اطلاع آقای رییس جمهور به این سفر رفته باشد لذا می توان گفت نگاه رییس جمهور هم چندان تفاوتی با نگاه ایشان ندارد یعنی هیچ رابطه ای بین دیپلماسی خارجی و دین وجود ندارد
به قول آقای رسایی(نماینده مردم تهران):
« آقای روحانی!
اگر مجله شارلی ابدو کاریکاتور شما را کشیده بود و دولت فرانسه از آن حمایت کرده بود و وزیر امور خارجه اش با کاریکاتور شما جلوی دوربینها عکس گرفته بود، آیا باز هم آقای ظریف را می فرستادید؟ »
موضع هر مسلمانی در رابطه با این موضوع مشخص است ولی دیپلماسی شما چی؟ آیا همان موضع اسلام را دارد یا اینکه اسلام ربطی به دیپلماسی ندارد و نباید احساسی برخورد کرد؟
آیا گلایه های ائمه جمعه(نمایندگان مستقیم مقام معظم رهبری)در رابطه با قدم زنی آقای طریف با جان کری و سفر او به فرانسه را شنیده اید؟